تبلیغات
تا انقلاب مهدی...
به گزارش«شیعه نیوز» به نقل از خبرگزاری دانشجو ، سه از سلسله جلسات کارگاه آموزشی- تحلیلی تاریخ اسلام كه به همت موسسه «صهبای بصیرت» در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، به بیان اقدامات مشركان برای تضعیف حكومت نوپای پیامبر (ص) در مدینه پرداخت.
جنگ احد با چه انگیزه‌هایی بر مسلمانان تحمیل شد
از حوادث مهم دیگر در ارتباط اسلام با مشرکان، جنگ احد در سال سوم هجرت است. در بدر ضربات بسیاری بر مشرکان وارد شد و در تاریخ قریش این مقدار کشته و خسارت در مورد سران قریش بی سابقه بود، لذا مشرکان بشدت به دنبال فرصتی برای انتقام گرفتن بودند. جنگ احد با انگیزه‌های زیر به مسلمان‌ها تحمیل شد:
1- اعاده حیثیت از دست رفته در جنگ بدر
2- انتقام کشته شدن سران قریش در بدر
3- باز کردن راه تجارتی مکه به شمال که پس از جنگ بدر بسته شده بود و مشرکان دیگر جرأت نداشتند از این راه که از حاشیه مدینه عبور می‌کرد، استفاده کنند. این راه تا سال هفتم هجرت بسته بود.
4- کشتن پیامبر (ص) و ریشه کن کردن کامل اسلام
مشرکان با این انگیزه های چهارگانه جنگ احد را بر مسلمانان تحمیل کردند.
مشركان با 14 زن آوازه‌خوان برای تهییج سپاه قریش به میدان احد آمدند

3000 نفر با تجهیزات کامل فراهم شدند و تعدادی از بت‌ها را هم برای نیرو گرفتن و ... با خود آورده بودند. 14 زن را نیز به سرپرستی هند، زن ابوسفیان، به هدف آوازه‌خوانی به منظور تهییج و تحریک سپاهیان برای ماندن درمیدان با خود آورده بودند.
به پیامبر (ص) خبر رسید که مشرکین چنین قصدی دارند. این‌جا بحث جالبی وجود دارد. گفته‌اند: پیامبر با اصحاب مشورت کردند که در برابر اینها چه کنیم؟ ایشان نظرشان این بود در مقابل شهر با اینهاا بجنگیم و زنان و کودکان و پیرمردان را در برج‌های ورودی شهر جای بدهیم و آنها از بالا مشرکین را سنگ باران کنند و رزمندگان هم با آنها درگیر باشند، اما پیروزی بزرگ بدر جوان‌ها را مغرور ساخته بود و می‌گفتند: کسر شأن ماست در کنار خانه‌های خود با دشمن بجنگیم ما باید به میدان برویم. حمزه و چند تن دیگر از سرشناسان نیز همین نظر را داشتند.
پیامبر با شنیدن این سخن به منزل رفتند تا لباس رزم بپوشند. در این فاصله مسلمانانی که این نظر را داشتند، پشیمان شدند و گفتند درست نبود ما نظر خود را بر پیامبر تحمیل کردیم. وقتی ایشان بازگشتند، به پیامبر گفتند: هر آن‌چه صلاح می‌دانید انجام دهید. ایشان نیز فرمودند: برای رسول خدا شایسته نیست که وقتی لباس رزم پوشید از تن بیرون بیاورد و باید به میدان برویم.
نقل مشهوری كه جای تامل دارد!
این نقل مشهوری است، ولی جای تأمل دارد، كه چرا در چنین مسئله‌ای که با پیروزی، اعتلای اسلام و حفظ جان مسلمانان ارتباط دارد، پیامبر مشورت می‌کنند و نظری برخلاف نظر خود را برمی‌گزینند و بعد از مشورت هم اگر معلوم شد نظر ایشان بهتر است آیا نباید طبق آن عمل شود؟ مگر ملاک نظر اکثریت است؟ممکن است اکثریت اشتباه کند. بعد هم که مسلمین به پیامبر گفتند: هر طور شما صلاح می‌دانید، ایشان بگویند نه، همان که گفته شد! این منطقی به نظر نمی‌آید و نمی‌توان ‌پذیرفت.
سؤال: شاید این یک کار تربیتی است، اما اگر قرار باشد همه تصمیمات را پیامبر بگیرند، نقش مردم چه می‌شود؟
رجبی دوانی: اگر در یک امر عادی و طبیعی بود می‌توان گفت اگر چه نظرات دیگران درست نباشد، اما اگر باعث پرورش استعدادهاست و برای جامعه اسلامی مفید است، اشکالی ندارد اما در اینجا که با جان مردم و آبروی اسلام سرو کار دارد باید اهم و مهم کرد و مشورت در همه جا وارد نیست.
در ابتدای خلافت حضرت علی (ع)، وقتی طلحه و زبیر دیدند امتیازاتشان قطع شده است،‌ برایشان سخت آمد و به حضرت گفتند: تو باید در امور مختلف با ما مشورت کنی. حضرت فرمود: اگر این امور از احکام الهی است، من از همه شما بهتر می‌دانم و نیازی به مشورت با شما نیست و اگر مسئله دیگری است که نیاز به مشورت دارد بگویید. آن‌ها با وقاحت گفتند: این چه سبکی است که در تقسیم بیت المال پیش گرفته‌ای؟
این رفتار حضرت یعنی در هر چیزی لازم به مشورت نیست، به خصوص درجایی که با عرض و آبروی مسلمین سر و کار دارد و به ویژه وقتی خود رهبری مسلمین نیز در مورد آن نظر دارد.
تصویری از موقعیت جغرافیایی مدینه
مدینه از غرب به کوه بزرگی به نام سلع محدود بود و از جنوب نخلستان‌های متراکمی وجود داشت که عبور سپاه را با مشکل روبرو می‌کرد. از طرف شرق خانه‌های به هم پیوسته‌ای قرار داشت که آن هم مانعی برای عبور لشگر و سپاه به شمار می‌رفت و تنها نقطه آسیب پذیر مدینه قسمت شمالی آن بود.
دشمن نیز کاملاً به وضعیت مدینه واقف بود. پیامبر نظرشان این بود که مسلمانان در اینجا مقابل مشرکان قرار بگیرند، اما این نظر رد شد و گفتند باید به میدان برویم. در جنگ خندق هم خندقی که حفر شد دور تا دور مدینه نبود بلکه فقط در این قسمت آسیب پذیر شمالی بود.
سپاه اسلام از مدینه بیرون آمد، دشمن نیز از جنوب آمده بود و پس از دور زدن مدینه، پشت به مدینه قرار گرفتند. مسلمان‌ها نیز پشتشان را به کوه احد دادند و رو به مدینه، مقابل مشرکین قرار گرفتند.
بعد از آنکه دو طرف آماده نبرد شدند، ابتدا طبق رسمی که وجود داشت و در جنگ بدر نیز بود، پهلوانانی به میدان آمدند و مبارز طلبیدند.
نبرد تن به تن اتفاق افتاد. طبق نقل منابع سنی، 9 نفر پهلوان که عموماً از قبیله بنی عبدالدار قریش بودند به میدان آمدند و مبارز طلبیدند. ابتدا علی (ع) به میدان رفت و 5 نفر از آنها را از پای در آورد و 4 نفر دیگر را نیز طلحه،‌ زبیر، ابودجانه انصاری و یک نفر دیگر کشتند.
اما نقل شیعه این است که هر 9 نفر را امیرالمؤمنین از پای درآورد و دیگر نفر دهم جرأت میدان آمدن نکرد و پس از آن نبرد سراسری آغاز شد. در پی این نبرد، مسلمان که به واسطه پیروزی در بدر و نیز کشته شدن این پهلوانان روحیه بسیار خوبی داشتند، بدون توجه به شمار کم خود، یعنی 700 نفر در مقابل 3000 نفر دشمن، پیروز شدند.
همسر ابوسفیان به سپاه قریش سورمه تعارف كرد
مشرکان هم روحیه‌شان را از دست دادند و احساس کردند قضیه بدر در حال تکرار شدن است. با بی نظمی شروع به عقب نشینی کردند. آوازه‌خوانی زنان از جمله هند و ... نیز اثری نداشت. معروف است که هند، سورمه جلوی آنها گرفت و گفت: شما مرد نیستید بیایید خود را بزک بکنید! آنها نیز گفتند: ما حاضریم بزک هم بکنیم، اما جانمان را نجات بدهیم لذا شکست مفتضحانه‌ای خوردند.
در پشت سپاه اسلام،‌ تنگه‌ای به نام عینین قرار داشت که تنها منطقه‌ آسیب پذیر بود. پیغمبر فکر آن را هم کرده و 50 نفر را به فرماندهی عبدالله بن جبیر در آنجا قرار داده بودند و فرموده بودند: چه ما پیروز شویم و چه شکست بخوریم تا من به شما دستور نداده‌ام این عرصه را ترک نکنید.
مشرکان شکست خوردند و عقب نشستند، اما...
مشرکان شکست خوردند و عقب نشستند، اما عمده مسلمانانی که با عبدالله بن جبیر بودند از ترس اینکه از غنائم بی بهره بمانند، فرمان پیامبر و فرمانده خود را رها کردند و هر چه عبدالله بن جبیر فریاد زد گوش ندادند. متأسفانه هنوز آثار جاهلی در اینها بود. با اینکه دیده بودند پیامبر در بدر احدی را از غنیمت بی بهره نگذاشتند و حتی آنهایی که قصد آمدن به بدر را داشتند، اما دیرتر رسیده بودند را بهره‌مند ساختند، اما باز هم برای رسیدن به غنائم فرمان پیامبر را رها کردند.
به هر حال مسلمان‌ها کوتاهی کردند. خالد بن ولید که یک مغز نظامی بزرگ دشمن بود و فرمانده نیروهای احتیاط دشمن را داشت و هنوز وارد عمل نشده بود، وقتی شکست سپاه مشرکین را دید با توجه به استعداد نظامی که داشت گفت می‌شود مسلمان‌ها را دور زد و آنها را از تنگه عینین مورد حمله قرار داد، اگر برای آنجا تدبیری نیدیشیده باشند که پیامبر اندیشیده بودند، اما مسلمانان کوتاهی کردند.
عبدالله ابن جبیر نتوانست از پیامبر استمداد کند چون فاصله زیاد بود. خودش و 5 تن دیگر که باقی مانده بودند مقاومت کردند. تیرهایشان تمام شد، با نیزه ادامه دادند، نیزه‌هایشان نیز شکست دست به شمشیر بردند و در نهایت همگی شهید شدند.
دشمن از آنجا هجوم آورد. مسلمان‌ها در حالی که از حالت جنگی بیرون آمده و سلاح‌ها را زمین گذاشته بودند و بعضی هم زره‌ها را در آورده بودند، ناگهان صدای سم اسبان را از پشت سر شنیدند و تا خواستند به خود بجنبند دشمن به آنها رسید. روحیه شان را از دست دادند.
مشرکانی که در حال فرار بودند وقتی دیدند خالد ابن ولید موفق شد، آن‌ها هم روحیه پیدا کردند و برگشتند و مسلمان‌ها از دو طرف مورد هجمه قرار گرفتند. بسیاری گریختند. ابوسفیان فریاد می‌زد: اعلو هبل، اعلو هبل، یعنی بلند مرتبه باد هبل که باعث پیروزی ما شد.
پیامبر به امیرالمؤمنین فرمودند: پاسخش را بده. ایشان نیز فرمود: الله ربی و اجل. ابوسفیان شعارش را عوض کرد و گفت: لنا عزی و لا عزی لکم، ما عزی داریم که باعث پیروزی ما شد و شما ندارید. علی فرمود: لنا مولی و لا مولا لکم، ما هم همچون خدایی داریم که شما ندارید. ابوسفیان ساکت شد چون دید هر چه بگوید علی جواب او را محکم خواهد داد.
حمزه به شدت با دشمن می‌جنگید. مصعب ابن عمیر (که پیشتر گفتیم جوانی بود که پدر و مادرش مشرک بودند، اما او ایمان آورده بود و به همین دلیل توسط پدر و مادر طرد و خلع شد) صورتش را پوشانده بود و مردانه می‌جنگید تا اینکه به شهادت رسید.
مشرکان گفتند: پیامبر کشته شد. حال این یا عملیات روانی بود و یا واقعا این طور فکر می‌کردند. این فریاد باعث شد آن عده از مسلمانانی که باقی مانده بودند و می‌جنگیدند نیز روحیه‌شان را از دست بدهند و پا به فرار بگذارند. پیامبر فریاد می‌زدند من زنده هستم، اما توجهی نکردند.
نقل است ابوبکر و عمر و برخی دیگر از اصحاب گریختند و به بالای بلندی رفتند و به خود می‌لرزیدند. حتی نقل شده است، عمر چنان روحیه خود را باخته بود که می‌گفت کسی را بفرستیم سراغ عبدالله ابن ابی، رئیس منافقین؛ چون او در این جنگ شرکت نکرده پیش مشرکین و ابوسفیان آبرو و عزت دارد و می‌تواند شفیع شود تا آنها با ما کاری نداشته باشند!
آن وقت از این طرف می‌بینیم امیرالمؤمنین علی علیه السلام چگونه می‌جنگد. در جایی دیدم که عمر می‌گوید: من هنوز  هیبت و عظمت علی در جنگ احد، هنگامی که ما گریخته بودیم و او بر ما وارد شد و با خشم به ما که فرار کرده بودیم نگاه کرد را فراموش نمی‌کنم و هر بار به یادم می‌آید بر خود می‌لرزم. مشرکان توانستند 70 نفر از مسلمانان را به شهادت برسانند و پیروز شوند.



نگارش در تاریخ پنجشنبه 27 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
سال های سال بود که تمام فکر و ذکر بخشی از سیا، موساد، اف بی ای و تمامی دم و دستگاه جاسوسی و تروریستی آمریکا و اسراییل، معطل شناسایی و حذف یکی از مبارزین لبنانی بودند که در ادبیات انها به "ابر تروریست و مرد سایه" شهرت داشت.

هرچند نام "حاج عماد مغنیه" در لیست افراد تحت تعقیب اف بی آی در جای دوم و بعد از بن لادن قرار داشت اما چه کسی بود که نداند امثال بن لادن کشک بودند و امریکا در عطش حذف "عماد" می سوخت.

در همان سالها بسیاری از افراد حتی نزدیک به حزب الله عماد مغنیه را شخصیتی خیالی می دانستند که وقتی حزب الله نخواهد مسئولیت کاری را رسما نپذیرد، آن را به گردن فرد مجعولی به نام عماد مغنیه می اندازد.


الان را نگاه نکنید که هر کودکی در ایران و لبنان هم عماد را می شناسد هم عکسش را دارد و هم می داند که او که بوده و چه کرده.

آن روزها حتی رزمندگان حزب الله هم نمی دانستند "حاج رضوان"ی که در مقاطع مختلف می دیدند و حتی به آنها آموزش می داده همین حاج عمادی است که دم و دستگاه عریض و طویل جاسوسی استکبار برای گرفتنش خواب را بر خود حرام کرده اند.

برای نمونه به اطلاعیه مهم پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) که بیش از سه دهه قبل منتشر شد، توجه کنید:

تحت تعقیب
عماد فائز مغنیه
تا ۵ میلیون دلار پاداش
تاریخ تولد: سال ١٩٦٢
محل تولد: لبنان
بلندی قامت: ۵ پا و ٧ اینچ
وزن: نامعلوم
جثه: نامعلوم
رنگ مو: خرمائی
رنگ چشمان: نامعلوم
رنگ چهره: نامعلوم
جنسیت: مذکر
ملیت: لبنانی
شغل: نامعلوم
زبان: نامعلوم
علائم مشخصه: ندارد
اسم مستعار: حاج
وضعیت: متواری



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ یکشنبه 23 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
ارتش اسرائیل بیش از ۵ ماه است با موش‌هایی مبارزه می‌کند که یک پایگاه نظامی ارتش را در جنوب فلسطین اشغالی به اشغال خود در آورده‌اند. سربازان ارتشی که خود را پنجمن ارتش قدرتمند دنیا می‌داند اعلام کردند: ما از ترس شبها خواب نداریم.
روزنامه یدیعوت آحارونوت روز چهارشنبه (8 فوریه) اعلام کرد، مبارزه ارتش پس از پنج ماه هنوز نتیجه نداده است و موش‌ها آزادانه در این پایگاه جولان می‌دهند.

یدیعوت با بیان این که بیشتر نظامیان ساکن این اردوگاه زنان صهیونیست هستند، به نقل از یکی از این نظامیان نوشت: خیلی وحشتناک است. موش‌ها به دفاتر و حتی اتاق‌های خواب و سالن‌های غذاخوری و حتی سرویس‌های بهداشتی حمله کرده‌اند.
این روزنامه صهیونیست اعلام کرد که نیروهای حاضر در پایگاه چندین بار به مسئولان خود شکایت کرده‌اند اما با آنکه مسئولان ارتش تدابیر متعددی در چند ماه گذشته برای نابود کردن موش‌ها اتخاذ کرده‌اند، و حتی تله‌های مختلفی استفاده کرده‌اند، اما همه این اقدامات تاکنون شکست خورده است.

موضوع به حدی حاد شده است که به گفته این روزنامه، این مشکل به پارلمان هم کشیده و در آنجا طرح شد و کنست (پارلمان) برای بررسی مشکل تشکیل جلسه داد.

یک نظامی دیگر حاضر در پایگاه بئرالسبع گفت: تلاش‌هایی که برای نابود کردن موش‌ها به کار گرفته شده، نتیجه‌بخش نبوده است و موش‌ها با آزادی کامل اطراف ما جولان می‌دهند. ما آنقدر می‌ترسیم که شب نمی‌توانیم بخوابیم. هیچ کس با جدیت این مشکل را بررسی نمی‌کند.

ارتش رژیم صهیونیستی که در دو جنگ اخیر خود علیه مقاومت شکست خورده است، ادعا می‌کند که پنجمین ارتش قدرتمند دنیاست.

به گزارش یدیعوت آحارونوت، برخی مسئولان ارتش برای کم‌اهمیت جلوه دادن موضوع، پس از آنکه حاد شده است، گفت: موش‌ها کمتر شده‌اند... بزودی اقدامات دیگری برای نابود کردن آنان انجام خواهیم داد.


نگارش در تاریخ جمعه 21 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
وزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در مقاله ای با بیان این كه كنفرانس بیداری در تهران به معنی نفوذ ایران در مناطق مختلف عربی است نوشت: این كنفرانس علامت موفقیت ایران در الگوسازی برای خاورمیانه است.
این روزنامه حامی عربستان سعودی با اشاره به این كه در كنفرانس های بیداری اسلامی كه در تهران برگزار شده است اكثر اعضای شركت كننده سنی بوده اند نوشت: ایران با گرد آوردن 1500 جوان عرب نشان داد نه تنها منزوی نیست بلكه عامل همبستگی میان شیعه و سنی است؛ آنانی كه برخی شان به قدرت رسیدند و برخی دیگر در انتظار به قدرت رسیدن هستند.
الشرق الاوسط نوشت: ایرانی ها جوانان را از كشورهای عربی جمع كردند تا به اعراب ناسزا بگویند.
به نوشته این روزنامه سعودی چاپ لندن، حضور این جوانان در تهران به معنی نشان دادن نفوذ ایران در مناطق مختلف عربی است و همین امر نشانه موفقیت ایران در سیاست صدور انقلاب است و به همین دلیل خالق این پیروزی مستحق تقدیر است.
به نوشته الشرق الاوسط؛ بنابراین برگ های ایران به برنامه هسته ای و تنگه هرمز خلاصه نمی شود بلكه جنبش های اسلامی در عراق و لبنان و احزاب اسلام خواه در مناطق مختلف عربی آماده اند در صورت درگیری ایران با آمریكا در خلیج فارس یا هر منطقه دیگر، منافع آمریكا را به خطر بیندازند. در ادامه این مقاله آمده است آیا درست است ایران این همه نفوذ در كشورهای عربی دارد؟ آری اصولا ایران این همه نفوذ دارد. هسته ها و احزابی را در محافل شیعه عرب همچنین جنبش های مبارز مثل حماس، جهاد اسلامی و دیگر گروه های مستقر در دمشق ایجاد كرده است و می تواند آنها و سیاستمداران آنها را هر زمان كه بخواهد فرا بخواند.
الشرق الاوسط در هشدار به كشورهای عربی نوشت: نباید معنی كنفرانس دوم بیداری اسلامی در تهران را دستكم گرفت.


نگارش در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست

نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه
کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست

نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش
که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست

نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها
به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه
که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست

نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟
نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست
ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست
 
نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا
کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست


http://faraj12.ir/uploads/1325691069.jpg

السلام علیک یا مظلوم یا حجه ابن الحسن العسکری




نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()

«خامنه‌ای خمینی دیگر است»؛ این شعار را خدا در دهان ما گذاشته چون فقط حرف خداست که دروغ نیست. زدن این حرفها بقول سید شهیدان اهل قلم شجاعتی می‌خواهد که با عقل و عقل اندیشی و حتی ژورنالیسم جور در نمی‌آید چرا که قلم ما در فضای بی‌اعتقاد و ملحد سایبر که ریشه اُس الاساس معتقدات ما یعنی ولایت را می‌برد می‌چسباند به دیکتاتوری، مظلوم است. اما در عین مظلومیت و گمنامی، ما هم مثل آوینی یقین کرده‌ایم که خدا لوح و قلم تاریخ را به حزب‌الله سپرده. همه شعارهای انقلاب را خدا در دهان ما گذاشته چون فقط حرف خداست که دروغ نیست. «اینهمه لشکر آمده - به عشق رهبر آمده»؛ والله فقط به عشق رهبر است که مردم برای نماز جمعه، ساعت ۸ صبح می‌روند دانشگاه تهران. «خامنه‌ای خمینی دیگر است» و از این جمعه‌ای که گذشت، خامنه‌ای صد خمینی دیگر است چون اسرائیل از خامنه‌ای بیشتر از خمینی می‌ترسد! اسرائیل فهم ندارد که بفهمد خامنه‌ای (روحی فداه) ولی فقیه است و له الولایة المحمدیة. اما این را می‌تواند بفهمد که خمینی موشک شهاب و سجیل نداشت که خامنه‌ای آنها را هم دارد!! اسرائیل نمی‌داند که دست عزت خدا در زمان غیبت از آستین ولی فقیه بیرون می‌آید ولی این را می‌داند که سید حسن نصراله را ولی فقیه پرورانده؛ اگر سید حسن نصراله با پنج هزار تا بچه بسیجی حزب‌اللهی باد نخوت ماشین جنگی اسرائیل را خالی کرد، خامنه‌ای با پنج میلیون بسیجی که با سید حسن می‌شود پنج میلیون و یکی - آن پنج هزار ملائکه نصرت را حساب نمی‌کنیم حالا! - اگر دست به سلاح ببرد معرکه‌ای می‌شود که آن ۳۳ روز، نزدش غبار مشق شمشیر کودکان محسوب می‌شود!

بعد از جنگ ۳۳ روزه بود که مستندی تصویری که توی ۳ تا لوح فشرده بود، بدستم رسید. کار بچه‌های حزب‌الله لبنان بود اگر اشتباه نکنم؛ دیدم و برگرداندم به صاحبش. موضوع این مستند، تحلیل جنگ ۳۳ روزه از زبان سران نظامی - اطلاعاتی و سیاسی رژیم صهیونیستی بود. تصاویر، همه از شبکه‌های تلویزیونی اسرائیلی ضبط شده بودند و زیرنویس عربی خورده بودند. در یکی از سکانس‌ها، یکی از سران سیاسی رژیم صهیونیستی می‌گوید: «وقتی نصراله سخنرانی می‌کند، همه در اسرائیل گوش می‌کنند چون همه ما می‌دانیم که اگر او می‌گوید کاری را انجام خواهد داد، حتما آنرا انجام خواهد داد.» عمیقا باور دارم که این اقرار از زبان یک مسئول سیاسی در اسرائیل، خودش شکست است. اگر جنگی هم در نگرفته بود، باز شکست بود. این جمله‌ای است که با لحاظ نمودن محافظه کاری فراوان برای حفظ آبروی چهارمین ارتش قدرتمند جهان بر زبان رانده شده و الا سفره دل اینها را که باز کنی، مثل چی از نصراله و حزب‌الله اش می‌ترسند!

آنها نمی‌فهمند که امام خامنه‌ای (زید عزه) ولی فقیه است ولی می‌دانند که مقتدای نصراله هموست. آنها نمی‌فهمند که امام خامنه‌ای (زید عزه) ولی فقیه است اما دیده‌اند که نصراله بر بازوی او بوسه می‌زند. خامنه‌ای صد خمینی دیگر است چون آیه‌ای را که خمینیست‌ها ۳۰ سال قبل بر پرچم سپاه اسلام نقش کردند، خامنه‌ای عملی کرد؛ «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة». خامنه‌ای خاکریز جمهوری اسلامی را برد و سینه به سینه در «بنت جبیل» چسباند به اسرائیل! ۳۳ روز جان کندند و از این بنت جبیلی که فقط ۳ کیلومتر از مرز اسرائیل با لبنان عبور می‌کند، نتوانستند عبور کنند. چون بچه‌های حزب‌الله در آن ۳۳ روز با فرمان فرماندهان سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی آب می‌خوردند! روح شهید «حسن تهرانی مقدم» شاد؛ وصیت کرده بود روی سنگ قبرش بنویسند «اینجا مدفن کسی است که می‌خواست اسرائیل را نابود کند.» خامنه‌ای با سردارانی که دارد، از جمعه‌ای که گذشت، صد خمینی دیگر است. شیمون پرز اخیرا اعتراف کرد که خاورمیانه روی انگشت ژنرال سلیمانی می‌چرخد. اسرائیل نمی‌داند که «حاج قاسم» کیست و «سپاه قدس» چیست، اما می‌داند که او از خامنه‌ای فرمان می‌برد و بچه‌های حزب‌الله از سپاه قدس او! اسرائیل نمی‌فهمد و نمی‌تواند بفهمد که شهیدان زنده‌اند و روح سرداران شهید ما هم جزو سپاه خامنه‌ای است. آنها نمی‌دانند «مهدی باکری» که بود؛ همو که می‌گفت: «تا وقتی دولتهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل و... وجود دارند مردن جز با شهادت معنا ندارد.»

خطبه‌ کوبنده امام خامنه‌ای (زید عزه) در جمعه‌ای که گذشت، جلوه «اشداء علی الکفار» خمینی بود که از ملاء اعلی بر جایگاه نماز جمعه تهران تابید. اسرائیل نمی‌داند که ملاء اعلی کجاست اما می‌داند که خامنه‌ای از جمعه‌ای که گذشت صد خمینی دیگر است؛ «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم.» آقا! دمتان گرم، عزتتان مستدام، ای والله! که عز اسلامید و نور دیده رسول الله (ص). 

نسأل الله ان یمد ظلکم العالی علی رئوس الدانی.


نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()

رضوانه دباغ که در زمان دستگیری ۱۳ سال بیشتر نداشته است، به دلیل استقامت مادر و امتناع از دادن اطلاعات به شکنجه­‌گران ساواک، دستگیر می‌­‌شود تا شاید مادر با دیدن شکنجه­‌هایی که دخترش باید متحمل گردد، به حرف بیاید. پایداری این مادر و دختر منحصر به فرد است. شدت شکنجه­‌های روحی و روانی که در آن روزگار به آن دختر ۱۳ ساله وارد شد به حدی بوده است که او در سن چهل سالگی تحت دو عمل جراحی قلب قرار گرفته و اکنون قادر به تکلم نیست. آنچه می‌­‌خوانید تنها گوشه­‌ای از شرایط سختی است که در آن سال­‌ها بر آنان گذشته است. البته‌‌‌ همان طور که گفته شد رضوانه دباغ خود قادر به صحبت نیست و این خاطرات از زبان مادر وی سرکار خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) بیان شده است.
… یکی‌ از سخت‌ترین‌ موقعیت­‌ها برایم‌، آنجا بود که ‌دخترم‌ را که‌ تازه‌ وارد سیزده‌ سالگی‌ شده‌ بود، به‌ زندان‌ آوردند.
روایتی که مسئولیت انقلابی ما را صد برابر می کند
آن‌ شب‌، از ساعت‌ ۱۲ صدای‌ جیغ‌ و فریاد او را که ‌شکنجه‌ می‌شد شنیدم‌. فقط‌ فریادهایش‌ را می‌شنیدم‌ و نمی‌دانستم‌ چه‌ می‌کشد. نمی‌دانستم‌ چکار کنم‌. همدمی‌ جز گریه‌ نداشتم‌. فکر کنم‌ ساعت‌ چهار صبح‌ بود که‌ سر و صدایی‌ در بند زندان‌ آمد. از سوراخ‌ روی‌ درسلول‌ نگاه‌ کردم‌، دیدم‌ دو تا سرباز زیر بغل‌ دخترم‌ راگرفته‌اند و او را کشان‌ کشان‌ آوردند انداختند وسط‌ راهرو، و با سطل‌ رویش‌ آب‌ ریختند که‌ به‌ هوش‌ بیاید. با دیدن‌این‌ صحنه‌ دیگر طاقتم‌ تمام‌ شد. دیوانه‌وار با مشت‌ به ‌در کوبیدم‌ و فریاد زدم‌. گفتم‌ که‌ در را باز کنید تا ببینم‌ بچه‌ام‌ چه‌ شده.


ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()

 آخرین فیلم اصغر فرهادی با عنوان جدایی نادر از سیمین که حائز جایزه گلدن گلاب 2012 نیز شده است، قرار است از 16 فوریه سال جاری در سینماهای سرزمین‌های اشغالی پخش شود.
برهمین اساس، تبلیغی کوتاه از این فیلم نیز با زیرنویس عبری در سایت‌های رژیم صهیونیستی پخش شده که از اکران این فیلم از تاریخ شانزدهم ماه بعد خبر داده است.


یکی از سینماهایی که قرار است فیلم مذکور را پخش کند، "لٍو سینما" ست که در پایگاه اینترنتی خود، از این موضوع خبر داده است
گرچه فرهادی در اکران فیلم خود در سرزمین‌های اشغالی نقشی ندارد اما سوال اینجاست که چه مفاهیمی در آخرین ساخته فرهادی، از ایران و مردم آن به نمایش گذاشته شده که حتی از سوی رژیم صهیونیستی نیز مناسب پخش برای ساکنان سرزمین‌های اشغالی ارزیابی شده است.
جا دارد که کارگردان فیلم خوش‌ساخت جدایی نادر از سیمین، این مسئله را مورد بررسی قرار دهد که چرا رژیمی که جنایت‌های وحشتناک و بسیاری را در کارنامه خود دارد، این فیلم را برای شهروندان خود مناسب ارزیابی کرده است. گرچه سوال دیگری نیز در این زمینه مطرح است و آن اینکه آیا امکان پخش یک فیلم بدون اجازه سازنده آن در موقعیت جغرافیایی دیگری وجود دارد؟
با توجه به ابراز علاقه مقامات فرهنگی رژیم صهیونیستی به فیلم جدایی، اصغر فرهادی کارگردان نام آشنای کشورمان می‌تواند مطمئن باشد که فیلم وی به احتمال قریب به یقین یکی از جوایز اسکار امسال را از آن خود خواهد کرد چرا که یهودیان، نفوذ بالایی در تعیین فیلم‌های برتر در جشنواره اسکار بازی می‌کنند. 

از این پس، این مسئله با اصغر فرهادی است که با تصمیمی خاص، اهداف سیاسی این افراد را ناکام بگذارد.


نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
با کدامین آبرو روزشمارش باشیم،
عصرها منتظر صبح بهارش باشیم،
سال ها منتظر سیصد و اندی مرد است،
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم،
سال ها در پی کار دل ما راه افتاد،
یادمان رفت کمی در پی کارش باشیم،
ما چرا؟ خوبترین ها به فدای قدمش،
حیف او نیست که ما پرچمدارش باشیم؟ 
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید،
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم! 
"یامهدی" 


نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
"اینجا تهران است اما نه تهرانی که پایتخت یک کشور به نام ایران باشد. اینجا تهران است یعنی پایتخت قلبی همه مسلمانان انقلابی جهان"؛ این را یک جوان مصری در صف ورود به سالن مرکز همایش‌های برج میلاد وقتی که می‌بیند روی کارتم نوشته شده "IRAN" می‌گوید. جوانی که پرچم قرمز و مشکی کشورش را بر دوش انداخته و پرچم ایران را با شوق در دست راستش گرفته و تکان می‌دهد.

اینجا مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد است؛ جایی که میزبان بیش از هزار نفر از جوانان کشورهای اسلامی است تا در کنفرانس "جوانان و بیداری اسلامی" حاضر شوند و شور انقلابی خود را با ایرانیان به اشتراک بگذارند؛ ایرانیانی که در آستانه ۳۳ امین سالگرد انقلاب اسلامی خود هستند و اکنون به حمایت از برادران خود در کشورهای عربی به‌پاخاسته‌اند.


آن‌قدر فضا صمیمی و برادرانه است که واقعاً سخت است درخواست مصاحبه از شرکت‌کنندگان در همایش. شاید به همین دلیل بود که جوانان با روی باز از درخواست مصاحبه استقبال می‌کردند اما از آن به عنوان یک گپ و گفت دوستانه میان دو برادر مسلمان یاد می‌کردند. یک جوان مصری- امریکایی که در جریان همایش هم بسیار فعال بود و با چفیه خود به عنوان نماد حمایت از فلسطین، در برابر دوربین‌ها حاضر می‌شد، درباره ماهیت جنبش‌های منطقه و پاسخ به این شبهه که این خیزش‌ها تنها جنبه دموکراسی‌خواهانه دارند و نه اسلامی، گفت: «شک نکنید که اساس این جنبش‌های گسترده در خاورمیانه و شمال آفریقا، اسلامی و اسلام‌خواهانه است. البته این تناقضی با آزادی‌خواهی مردم ندارد؛ چرا که بزرگ‌ترین و بیشترین آزادی‌ها در دین مبین اسلام وجود دارد. در واقع، همان‎طور که انقلاب اسلامی ایران نشان داد، اگر مبنای یک حکومت سیاسی بر پایه اسلام باشد، قطعا به همراه خود آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و پیشرفت را نیز به دنبال خواهد داشت.»



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
اخیراً با افزایش تحرکات آمریکا و اروپا علیه ایران و تاکید بر لزوم تهدید و تحریم علیه ایران، گروه‌های ضدجنگ و حامیان جمهوری اسلامی ایران در آمریکا، به طور گسترده اقدام به فراخوان برای برگزاری راهپیمایی اعتراضی به سیاست‌های خصمانه دولت آمریکا علیه ایران از تاریخ 2 فوریه تا فردا 4 فوریه نموده‌اند. 
گزارش‌ها حاکی است که در این کمپین جهانی ضمن حضور اقشار مختلف مردم و طرفداران جنبش 99 درصد، قشر دانشگاهی اعم از اساتید، دانشجویان و همچنین فعالان و منتقدان سیاسی نیز حضور یافته‌اند و فردا 4 فوریه نیز که اصلی‌ترین روز برگزاری تظاهرات است، به این اعتراضات ادامه خواهند داد. 

حامیان جمهوری اسلامی و مخالفان ضدجنگ در آمریکا در بیانیه‌ای، هدف از برگزاری تجمع خود را شناساندن ماهیت ایران و حکومت و مردم آن به مردم آمریکا دانسته‌اند.





ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
امام حسین (ع) زمانیکه بسمت کوفه حرکت میکردند محمد حنفی را دعوت نمودند اما او درد پا را بهانه کرد و امام فرمودند لااقل برای ما دعا کن...دعا کمترین کاری است که میتوان برای ولی معصوم انجام داد.
قوم بنی اسرائیل برای ظهور منجی خود چه کردند؟ رفتند سراغ فقهای خود، حول محور دین جمع شدند با امید و دعا ... نهایتا منجی آمد.
فرمان تشکیل اولین حکومت الهی به دست موسی و حرکت به سمت سرزمین موعود که همانی بود که خدا به آنان وعده داده بود.
پس از گذشتن 12 قبیله بنی اسرائیل از 12 بخش دریای سرخ و به هلاکت رسیدن فرعونیان، جهت رفع تشنگی و گرسنگی شان به اذن الهی 12 سنگ و 12 چشمه، ابری برای سایبان و از آسمان بلدرچین بریان و از زمین شیرو عسل بر آنان نازل شد.
اما چرا دوباره به مصر برنگشتند؟ زیرا عهد کرده بودند که به عرض موعود بروند، پس هر زمینی برایشان زمین موعود نمیشد و آیا هر زمانی برای ما زمان موعود می شود؟ و اگر ولی معصوم را پس بزنیم بدتر از حال قبلی شاملمان می شود مانند مردمی که امام علی (ع) را پس زدند آیا به زمان عثمان برگشتند؟ نه بلکه بدتر از آن بر سرشان آمد.
اولین آزمون الهی : آزمون اقتصادی است. قوم به حضرت موسی گفتند که ما این غذاها را می خواهیم این موارد را برای ما بیاور.
دومین آزمون الهی : آزمون افراد مستجاب الدعوه است. همان قضیه 30 روز به 40 روز تبدیل شدن کوه طور حضرت موسی. که قضیه پرستیدن گوساله سامری را تداعی میکند. زنای دسته جمعی قوم و در آتش افکندن زنده زنده بچه ها و زمانی که حضرت موسی برگشت و این وضع را دید ...
سومین آزمون الهی : آزمون جهاد است که قوم بنی اسرائیل به زمین موعود رسیدن، حضرت موسی به آنها گفت که خدا خواسته این جبارین بدست ما نابود شوند و بیایید داخل این سرزمین شویم که خدا برای شما نوشته و اگر به این سرزمین نروید خسران کردید. گفتند ای موسی انجا قوم جبارین هستند و ما عمرا وارد این سرزمین تا زمانیکه انها در آن هستند نمی شویم.


ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()


...ما چرا انقلاب کردیم؛ ملت ما چرا انقلاب کرد و چرا رژیم سابق را کنار گذاشت؛ و چه مى‏خواهد، مقصد ملت ما چه هست، در راه چه هست، مى‏خواهد چه بکند ملت؟

اگر بگذارند مُفْسِدهاى خارج و داخل، چهره‏هاى فاسد که بر ضدِّ انقلاب کوشش مى‏کنند، اگر بگذارند این ملت یک فرصتى پیدا بکند، این جمهورى یک فرصتى پیدا بکند، آنکه ملت مى‏خواهد، مى‏خواهد که عدل اسلامى را در ایران زنده کند، بعد از آنکه در طول تاریخ نبوده است در ایران آن عدالت. با اسم اسلام گاهى آن ظلمها و آن جورها؛ و با اسم آزادى و با اسم «آزادزنان و آزادمردان» آن فضاحتها را درآوردند و با بانوان ما آن کردند که مغول با دشمنان خودش. ما نتوانستیم به دنیا، به اشخاصى که اطلاع از ایران و وضع ایران ندارند یا کم دارند، نتوانستیم به آنجا ارائه بدهیم که ما چه مى‏کردیم، و چه مى‏خواهیم. مع الأسف در داخل کشور خودمان نیز یک عده‏اى که یا منحرف هستند یا جاهل، در صدد این هستند که این انقلاب را یک انقلاب فاسد معرفى کنند. حتى بعضى از اشخاصى که توقع نبود که این کلمه را بگویند گفته‏اند که زمان شاه‏ بهتر از حالا بود! بعض اشخاص متدین، لکن غافل از وقایع. [از] بى توجّهى به وقایعى که واقع شده است و چیزهایى که در رژیم سابق رایج بوده، همین که چند نفر فاسد رفته شکایت کرده پیش مثلًا فلان آقا که به من ظلم شده است، به من چه شده است، آن آقا فرموده است که رژیم سابق بهتر از حالا بود! البته بى‏توجه به مسائل، نه با غرض ..

ما چنانچه دیر بِجُنبیم، در همین داخل کشور [از] همانهایى که قلمها را به دست گرفتند تا اینکه این انقلاب را، دانسته یا ندانسته مشوَّه کنند، به یک امر بزرگى مواجه خواهیم شد. و اینکه در بین ملت ما هم که شاهد مسائل بودند باز شایع کنند که زمان رژیم سابق بهتر از حالا بود. این براى ضعف تبلیغات ما و قوّه تبلیغات آنهاست. آنها در تبلیغاتشان اتکا دارند به قدرتهاى بزرگ و بودجه‏هایى که از آنجا برایشان مى‏آید، و ما حق خودمان را بررسى کردیم و تبلیغ نکردیم. آنها مشغول تبلیغ به ضد ما هستند؛ به ضد جمهورى اسلامى هستند. گاهى با اسم اسلام به ضد جمهورى قلمفرسایى مى‏کنند یا صحبت مى‏کنند. گاهى هم مستقیماً بدون اسم اسلام از این جمهورى انتقاد مى‏کنند؛ و هر روز در کوچه و بازار بین مردم شایع مى‏کنند. ما نتوانستیم- و باید بگویم ما عرضه این معنا را نداشتیم- که تبلیغاتمان حتى در داخل کشور یک تبلیغات دامنه دارى باشد. فضلًا که در خارج کشور باید بگوییم که انقلاب خودش پیش رفته؛ نه ما پیش بردیم. آن طورى که ملتهاى اسلامىِ خارج اطلاع پیدا کردند بر وقایع اینجا نه این بوده است که ما یک تبلیغاتى داشتیم و آنها را با تبلیغات خودمان آن‏طور عاشق این انقلاب کردیم؛ این انقلاب خودش کأنَّه منعکس شده در آنجا؛ و آنها که بى‏غرض بودند، بى مرض بودند، فهمیده‏اند تا حدودى که شماها چه مى‏خواهید، ملت ما چه مى‏خواهد. و دیدند خواست ملت ما همان خواستى است که همه ملت‏ها دارند؛ هم ملتهاى مستضعف جهان و هم ملتهاى مُسْلِم جهان. نه این است که ما توانستیم تبلیغ بکنیم. ما نشستیم که حق، خودش پیش برود! تکلیف خودمان را نتوانستیم ادا بکنیم. چنانچه این گروههایى که حالا به فکر افتادیم، آقایان به فکر افتادند که به خارج بفرستند همان دنبال انقلاب، اول انقلاب، این گروهها را فرستاده بودند، ما وضعمان در خارج این‏طور نبود. حتى پیش دولتهاى‏ خارجى که غرض دارند نمى‏توانستند آن طورى که مى‏خواهند تبلیغ کنند. اگر ما راجع به همین جسارت عراق و حمله عراق تبلیغات کرده بودیم و فرستاده بودیم به اطراف دنیا که این جانور چه مى‏کند با این انسانها این عشّاق اسلام، وضع ما این‏طور نبود که دولتها بتوانند بگویند که این ملت کذاست. این براى این است که ما نتوانستیم این کار را بکنیم.


امام خمینی (ره)



نگارش در تاریخ سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط فاطمه مهربان | نظرات ()
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :